حسين قرچانلو

239

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

وائل بود كه پيش از اسلام در سرزمين بحرين نفوذ داشتند . بعضى هم گفته‌اند كه اوال مشتق از والى به معناى ماهى بال است كه شكل جزيرهء بزرگ بحرين بدان شباهت داشته است . « 1 » اما چرا جزيرهء اوال به بحرين تغيير يافت ؟ در نوشته‌هاى يكى از جغرافيادانان اسلامى آمده است كه « ميان جزيرهء اوال و خشكى فارس آبى جريان دارد و ميان آن و خشكى سرزمين عرب نيز جريان آب ديگرى وجود دارد » . اين امر وجه تسميه اين جزيره به بحرين است كه ميان دو جريان آب ( دو دريا ) قرار دارد . اصطخرى مىنويسد : در دل درياى پارس جزيره‌هايى است و أوال يكى از آنهاست . « 2 » به نوشته مقدسى ، اوال از شهرهاى هجر ( يعنى بحرين ساحلى ) بوده و همانجايى است كه لؤلؤ در نزديك آن . . . به دست مىآمده است . « 3 » ادريسى مىنويسد : جزيرهء اوال را بحرين خوانند . در آن شهر بزرگى است كه بحرين خوانده مىشود ، شهرى است آباد ، پرنعمت ، پركشت و زرع و درخت خرما دارد . در بحرين آب بسيار است و چاههاى آبشان گواراست . از جمله چشمه‌سارهاى آن ، چشمهء بوزيدان و چشمه مريلغه و چشمهء غذار است كه در ميان شهر « آن جزيره » قرار دارند . از اين چشمه‌ها آب فراوان جوشنده‌اى در كانالهاى حفر شده جريان مىيابد كه آسيابهايى را مىگرداند ؛ مثلا از چشمه‌اى كه به غذار معروف است و دهانهء بزرگ و مدورى دارد ( كه قطر آن شصت وجب است ) آب فراوانى بيرون مىآيد . در حالى كه گودى ( عمق ) آن پنجاه قامت انسان است و مهندسان و دانشمندان ماهر ارتفاع چاه را معين كرده‌اند و آن را برابر با ارتفاع آب دريا يافته‌اند و عموم مردم شهرهايى كه در آن حوالى سكونت دارند گمان كرده‌اند كه اين چشمه به دريا متصل است و هيچ اختلافى در اين مورد با هم ندارند . اين درست نيست ، زيرا آب آن چشمه شيرين و گوارا و لذيذ و خنك است ، در حالى كه آب دريا گرم و شور است . . . در اين جزيره حاكم بتنهايى حكومت مىكند و مردم دو ساحل دريا از دادگسترى و استوارى در

--> ( 1 ) . جغرافياى تاريخى ايران باستان ؛ ص 615 و 616 . ( 2 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 35 و نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 386 . ( 3 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 71 و 101 .